سماع ازدیدگاه عرفان
69 بازدید
تاریخ ارائه : 7/19/2012 6:13:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

تقدیم به دوست عزیزم که  به عشق و علاقه به او نوشتم وقصد دارم ازاین راه به اونزدیکترشوم تا اوکی را خواهد ومیلش به چه باشد.؟

 

قصد ندارم درباره لغت سماع وسمع واستماع وسمیع ومبانی عرفانی وتجربی وقرآنی وروائی  وامثال آن بحث کنم زیرامعلوم هست که خودرساله مستقلی می شود.

یکراست می روم سراصل مطلب و می گویم برای انسان ازنظرشنیدن اتفاقاتی می افتد که جالب است بخصوص اگرگوش انسان زیرنظریک انسان کامل والهی بهمراه اعضای دیگرانسان تربیت شود.گوش چیزهائی رامی شنود که برای خودشخص ودیگران قابل تامل است.

حال اگرکسی گوش وابزاراولیه برای شنیدن ندارد نه این است که کلا ازشنیدن بی بهره باشد بلکه با آموزش های اولیه وفهم ودرک مفاهیم خداشناسی وهستی شناسی وانسان شناسی و معنوی و دینی  می تواند وارد دنیای شنیدنیها شود  ؛ هرچند که نسبت به انسانهائیکه گوش دارند کارشان مشکلتراست و لکن ازیک جهت راحتراست زیرا چنین کسانی نیازبه تطهیروتهذیب گوش ندارند چون چیزی نشنیده اند تا خوب و بد باشد ؛ البته بشرطی که مربیان الهی دراولین مرحله به راهنمائی و آموزش این افراد بپردازند.

 

 می گویند وقتی بنا است انسان یک قدم بسوی انسانیت والهی شدن بردارد اولین مقامی که بدان دست می یابد ازراه شنیدن صداهاست. زیرا که گوش باعث فربهی معنوی انسان می شود همچنان که دهان سبب فربهی بدن .

هرچه که باشد شنیدنی های زیادی دراین عالم هست که ما دریک طبقه بندی نسبتا منطقی دراینجا  آن را ارائه می دهیم ؛ و نخواستم به کتابها اسناد وارجاعی داده باشم زیرا اهل دانش وعلم می دانند سخنی به گزاف نگفتم ؛ لکن باشد تادیگران درتکمیل و نقد آن کوشا باشند.

 

1-شنیدن صدا های معمول و طبیعی که درحوزه علوم تجربی است وعلوم تجربی وپزشکی تحقیقات شگرفی دراین زمینه دارد ؛ ولی راه تحقیق آن هنوزدرمراحل اولیه است.

 

2-شنیدن صداهای معمول و طبیعی منتهی باکیفیت خاص و قدرت وصف ناشدنی . بخشی ازاین مطلب راعلوم تجربی روی آن تحقیقاتی کرده است ونتایج شگرفی نیزبدست آورده است.به هرحال قابل کتمان نیست که افرادی یابصورت مادرزادی یادراثرحادثه ای یا به صورت تربیت شده معنوی مطالبی وچیزهائی رامی شنوند که ازنظرعادی ممکن نیست و سطح شنوائی این افرادنیزازلحاظ کیفیت بادیگران قابل مقایسه نیست.مثلا صدای دیگران راازکیلومترها دورتربراحتی می شنوند.

3-شنیدن صداهائی که ازنظرعادی غیرممکن است ولکن منشا شیطانی وناری دارد. واین درمراحل سیروسلوک برای افراد زیاد اتفاق می افتد که شیطان واصحابش صداهائی راتولید می کنند تااین افرادبشنوند و آن رابه پای پیشرفت معنوی بگذارند.

درچنین مراحلی است که استادومرشدوپیربایدسالک راآگاه کنند ونحوه اجتناب ازآن را به اوآموزش بدهند.این صداها جذابیت فوق العاده داردوشیفتگی خاصی برای شنیدن آن درافرادایجاد می کند. نمونه های ازآن رادرنزدشیطان پرستان نیزمی توان پیداکردکه درحالت مستی ورقص وپایکوبی بدان دست می یابند. این صداها نزد افراد متفاوت است ومنشا شیطانی با نفس درونی فرد به هم می آویزند وصداهائی را بوجود می آورند.

اینگونه صداها نسبتی بامتافیزیک اولیه نیزدارد وازنظرعرفانی مهم وقابل تامل ونقدوبررسی دارد.

 

4-شنیدن صداهائی که ازسه جنس قبل نیست بلکه منشا انسانی دارد. این مسئله هم خیلی مهم است ؛ زیرانفس خودانسان قدرت خلاقه داردوقابل به تولید چیزهائی است .

یکی ازچیزهائی که دروجود خودانسان وتوسط نفس انسانی تولید می شود ؛ صدااست.واین به تعداد انسانها تفاوت دارد.هرنفس انسانی قادراست صدا هائی رابسازد وتولیدکند که باهمه انسانهای دیگرفرق کند ؛درست مثل یک سازنده موسیقی.نوع انسان باتوجه به آموزش هائی که دیده اند و گونه ای که تربیت شده اند وجغرافیای محل زندگی وفرهنگی ودهها مطلب مشابه آن درتولید این صداها نقش دارد.

نکته مهم دراین قسم ازصداها این است که فقط برای خود شخص قابل شنیدن است و البته اگرفردقدرتمنیدی ازنظرمسائل نفسانی باشد می تواند این صداها رابگوش دیگران برساند؛ ولی باید دقت کردکه همه اش دراین حوزه کارنفس است وبس وهیچ امردیگری درآن دخالت ندارد.نمونه مشابه آن رادرنویسندگان غربی و آمریکائی می توانی ببینی که مثل آن است که داستانی راکه می نویسند می بیند ؛یعنی آن رامثل یک فیلم درمقابل چشماشان با تمام جزئیات و بعد آن را می نویسند.بعضی ازموسیقی سازان بزرگ دنیا قبل ازآنکه آهنگی رابسازند با تمام جزئیتاش آن را می شنوند و بعد می سازند.

حال شما بگوآیاازدرون این صداها شنیده می شود یا ازطریق بیرون انسان ؛ من می گویم فرقی نمی کند وهردوی آن اتفاق می افتد.این گونه صداها بعضی دلخراش و بعضی دلربا است تا شما درکندوی نفس چه بکنی؟ این بخودت بستگی دارد.

نوع دیگری هم درهمینجا باید به آن اشاره کنم وآن اینکه سبب بیماری ومریضی های روانی می شود به صورت وکیفیتی که فرد ازدست این صداها آرام وقرارندارد و دیگران اوراروانی ودیوانه می خوانند.وچنین افرادی رابادارو وآرامبخش کنترل می کنند.

 

5- صدای حیوانات برای خوددنیای بزرکتری ازصدای انسانها دارد؛ درتاریخ علم وعرفان ثابت شده است که حیوانات داری صدا هائی هستند که با هم درارتباط هستند ومنظورخودرابه دیگری انتقال می دهند . درروایات وآیات صداها مطلب دراین زمینه آمده است . ولکن بحث ما شنیدن صدا توسط انسان است . بله این هم ثابت شده است که بعضی ازانسانها صدای حیوانات را می شنوند انسانهای کامل الهی صدای تمام حیوانات را می شنوند ولی انسانهای پائین تربعضی ازصداهای حیوانات و بعضی ازنوع حیوانات راتشخیص می دهند.وبازاین نکته قابل تامل است که بعضی ازانسانها قادربه پاسخگوئی به حیوانات هستند مثل ائمه معصومین.وتوخود حدیث مفصل بخوان ازآن.

 

6- شنیدن صدا های عالم طبیعت که حوزه بسیارگسترده دارد ؛ یک مرتبه ازآن شنیدن صدا های کوه ؛ دریا ؛ جنگل؛زمین ؛ آسمان ؛ماه ؛خورشید و.... که هرکدام از اینها برای خود شانی و خلق و خوئی دارند ؛ یکدفعه شما صدای جنگل می شنوی ؛ و یکدفعه صدای یک جنگلی می شنوی و یکبار صدای یک درختی را درست مثل صدای حنانه .وهمچنین  یک مرتبه دیگرش صداهائیکه قبلا درعالم طبیعت بوجود آمده است و بنابرقانون بقا انرژی و ماده تا انقراض عالم باقی است . شنیدن گفتگوی انسانهائیکه قبل از ما بودنند. خلاصه آنچه که دراطراف طبیعی شما می گذرد؛ خدایا چه غوغائی است دراین عالم وچقدرما ازآن بیخبرانیم.

 

7- شنیدن صداهای موجودات عالم طبیعت و لکن موجوداتی که به ساده گی دردسترس بشرنیست ؛ مثل موجودات سیارات دیگرو یا موجوداتی که درنزدیکی ما زندگی می کنند ولی ما به راحتی صدا های آنها رانمی شنویم . نمونه اولیه وساده آن صدای اجنه ویا شیاطین هست که درقرآن وروایات نیز بسیاربه آن اشاره شده است. وخوب صد البته که انسانهای کامل الهی ومعنوی آن صداها رابحسب مراتب خود می شنوند ودرک می کنند و قادربه همان لسان به پاسخگوئی هستند.این صدا نیزمنشا طبیعی دارد.

8- شنیدن صداهای معنوی وعرفانی وروحانی به تعبیری سروش آسمانی. این دامنه اش برای سالک بسیارگسترده است . ازصدا های انواع ملائکه گرفته تا صداهای عالم برزخ نشینان و یا صداهای بهشتی و دوزخی. خدایا توخوداگاهی که دراین عوالم معنوی چه می گذرد و سالکین بسوی توازآن آگاه وشنوا هستند. این حوزه برای خودش نیازبه نوشتن رساله وکتابهای مستقلی است.

 

9- شنیدن صداهائی که با تمام مواردفوق فرق دارد وجنس و نوع وفصل آن ازگفتنی ها و شنیدنی ها نیست ؛ واگرچه تمام عالم منتهی به حول وقوه وفعل الهی است ولکن این صدا منشا رحمانی ؛ ربوبی ؛ قدسی وسبحانی  ویژه ای دارد . با چه می شنویم گفتنش زائد است زیرا شنیدن صداها بواسطه نفس فطری و قدسی انسان است وگوش انسان ابزاراست که دراین مرحله ومشابه آن دیگرنیازبه ابزارهم نیستیم.آن نکته کلیدی دراین بخش وحوزه آن است که صدا منشا ربانی دارد و بس واحدی درآن شریک نیست.

 

ای شــاد آنــک از حــق آمــوخــت ســحـر مـطـلـق          پـیـش از اجـل چـو شـیـران، پـیـش اجـل دویدن

دو گـــوش را بـــبــســتــن، از عــشــوهٔ حــریــفــان          آنـــک آخـــر او بـــبـــرد، پـــیــشــیــن ازو بــریــدن

از خـــاک زادهٔ وز بـــســـتـــان خـــاک مـــســـتـــی          لــب را بــشــو ز شــیــرش، در قــوت دل چـریـدن

تـــا شـــیـــرخـــواره بـــاشــی، دنــدان دل نــرویــد          از قـــــوت روح آیـــــد دنـــــدان دل دمـــــیــــدن

مــیــل کــبــاب جــســتــن، طــمـع شـراب خـوردن          انـــدر مـــزیـــد نـــایـــد، بـــا شـــیـــرهـــا مـــزیــدن

ای در هــوس نـشـسـتـه، وی هـردو گـوش بـسـتـه          پــنــبــه ز گــوش بــرکــش، تـا دانـی ایـن شـنـیـدن

               پـــنـــبـــه اگــر نــکــنــدی، پــنــبــهٔ دگــر مــیــفــزا         

               تــرجــیــع دیـگـر آمـد، یـک دم بـه خـویـش بـازآ     مولوی