ازدواج موقت
89 بازدید
تاریخ ارائه : 8/27/2012 10:36:00 PM
موضوع: تفسیر

ازدواج موقت

در مورد ازدواج موقت چند بحث اساسى وجود دارد:

الف- ازدواج موقت قبل از اسلام؛

ب- ازدواج موقت بعد از اسلام؛

- ازدواج موقت از منظر قرآن؛

- ازدواج موقت از منظر روايات؛

- ازدواج موقت در فتواى جديد برخى از علماى اهل سنت؛

- ازدواج موقت از منظر عقل؛

- ازدواج موقت از منظر حقوق؛

- راهكار اجراى ازدواج موقت؛

- شرايط و مقررات ازدواج موقت.

مقدمه‏

از شيرين‏ترين و پرخاطره‏ترين رخدادهاى دوران حيات هر فردى ازدواج است كه خداوند آن را از آيات خود معرفى كرده است:

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‏هاى او اين است كه همسرانى از (جنس) خودتان براى شما آفريد، تا بدآن‏ها آرامش يابيد، و در بين شما دوستى و رحمت قرارداد؛ قطعاً در آن [ها] نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند.»

و در آيات ديگر به آن توصيه و سفارش نموده است و فقر را مانع آن نمى‏داند:

«وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاهِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و افراد بى‏همسرتان، و شايستگان از بندگانتان، و كنيزانتان را به ازدواج (يكديگر) در آوريد؛ اگر نيازمند باشند، خدا از بخشش خود آنان را توانگر مى‏سازد؛ و خدا گشايشگرى داناست. و كسانى كه (وسايل) ازدواج نمى‏يابند، بايد خويشتندارى كنند تا خدا از بخشش خود آنان را توانگر سازد. و از ميان آنچه (از بردگان) مالك شده‏ايد، كسانى كه خواستار (قرارداد آزادى/) مُكاتبه هستند، پس با آنان (قرارداد) مُكاتبه ببنديد، اگر در (آزادى) ايشان نيكى مى‏دانيد؛ و ازمال خدا كه به شما داده، به آنان بدهيد. و كنيزان جوانسال خود را اگر پاكدامنى را مى‏خواهند، بر تجاوزكارى (/ زنا) به اكراه وامَداريد، تا (كالاى) ناپايدار زندگى پست (دنيا) را بجوييد؛ و هر كس آنان را (بر اين كار) به اكراه وادار كند (و پشيمان شود،) پس بعد از اكراه آنان خدا بسيار آمرزنده [و] مهرورز است.»

افزون بر آيات قرآن، روايات اسلامى نيز ضمن پرهيز دادن انسان‏ها از رهبانيت، ازدواج را به عنوان سنت معرفى كرده و رويگردانى از آن را روى‏گردانى از سنت و دين رسول خدا (ص) معرفى مى‏كند: «النكاح سنتى فمن رغب عن سنتى فليس منى‏ «1».»

بيش از اسلام و تشريع احكام نورانى آن، مردم در قالب‏هاى مختلفى ازدواج مى‏كردند و هر كدام از اين قالب‏ها براى ايشان از منزلگاه خاصى برخوردار بود. «2» در اين نوشتار برآنيم تا ضمن بررسى ازدواج موقت (متعه) چهره واضح و روشن از اين نوع ازدواج ارائه دهيم و آن‏را به عنوان راهكارى در ترويج فرهنگ ناب اسلامى در مسير كاهش آمار مفاسد اجتماعى آشكار و

______________________________
(1). ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، مكتب الاعلام الاسلامى، چاپ دوم، 1367، قم، ج 4، ص 271، ح 7802

(2) انواع ازدواج هاى مرسوم در زمان جاهليت عبارت‏اند از:

1. نكاح الاستبضاع؛ 2. نكاح الرهط؛ 3. نكاح البدل؛ 4. نكاح المقت؛ 5. نكاح الخدن؛ 6. نكاح الشعار؛ 7. نكاح السفاح؛ 8. زواج المتعه. براى توضيح بيشتر ر. ك: تاريخ الجاهليه، عمر فروخ، چاپ 2، ص 156؛ جاهليت و اسلام، يحيى نورى، ص 602 به بعد.

 

نهان معرفى نماييم، باشد تا با به كارگيرى اين شيوه صحيح گامى در راستاى اصلاح روابط زن و مرد در جامعه اسلامى برداريم.

1. سابقه تاريخى ازدواج موقت‏

اين نوع از ازدواج به همراه انواع ديگر در ميان امت‏هاى پيشين و قبل از اسلام وجود داشته است در كتاب دكتر عمر فروخ مى‏نويسد:

اين عقد كه از عقود ازدواج زمان قبل از اسلام است بين مرد و زن غير باكره بود كه اين عقد در زمان معينى براساس مهر مشخص بسته مى‏شد، و اين نوع از ازدواج با پايان يافتن مدت تمام مى‏شد. «1»

2. ازدواج موقت در اسلام‏

ازدواج موقت در زمان پيامبر اكرم (ص) و در دوران حكومت ابوبكر و بيشتر از نيمى از زمان حكومت عمر مرسوم بود، ليكن در اواخر حكومت عمر بن خطاب اين مسئله با نهى و جلوگيرى شديد عمر رو به رو شده وى اعلام كرد: اگر به من خبر دهند كه مردى ازدواج موقت كرده، وى را سنگسار خواهم كرد.

او در خطبه‏اى ديگر گفت: «همانا قرآن همان قرآن است و رسول، همان رسول، اگرچه دو متعه در زمان رسول خدا (ص) حلال بود [متعه حج و متعه‏

______________________________
(1). نگرشى نو بر ازدواج موقت، سيد محمد حسين سجاد، چاپ اول، 1375 قم.

 

زنان‏] پس من از آن دو نهى و جلوگيرى مى‏كنم و بر مرتكب شونده آن حد زنا جارى مى‏سازم.» «1»

اين عمل خليفه مورد اعتراض بزرگان صحابه قرار گرفت؛ از جمله مخالفان عبارت‏اند از:

1. اميرالمومنين على (ع) كه فرمودند: اگر عمر از ازدواج موقت جلوگيرى نمى‏كرد، به جز شخص شقى و بد سرشت كسى زنا نمى كرد. «2»

2. عبدالله بن عمر؛

3. عبدالله بن عباس؛

4. جابر بن عبدالله انصارى.

راغب در كتاب محاضرات خود مى‏گويد: روزى يحيى بن اكثم به بزرگى از اهل بصره گفت: چرا ازدواج موقت را حلال مى‏دانى و از چه كسى در اين مورد پيروى مى‏كنى؟ شيخ گفت: به عمر بن الخطاب. يحيى گفت: چگونه ممكن است و حال آن‏كه عمر در اين مورد اول كسى بود كه جلوگيرى كرد و خيلى در اين مورد تعصب به خرج داد.

شيخ گفت: به خاطر آن‏كه خبر صحيحى از جانب عمر به ما رسيده است و به آن عمل مى‏كنيم و آن خبر اين است كه: روزى عمر بالاى منبر رفت و گفت: به درستى كه خدا و رسولش براى شما دو نوع متعه را حلال كرده‏اند؛

______________________________
(1). مسند احمد حنبل، ج 1، ص 28- 26

(2). تفسير كبير، فخر رازى، ج 10، ص 51.

 

متعه حج و متعه زنان، ولى من آن دو را بر شما حرام مى‏كنم و كسى كه مرتكب شود، او را سنگسار مى‏نمايم؛ پس ما شهادت عمر را بر حلال بودن متعه قبول مى‏كنيم، ليكن حرام كردنش را خير. «1»

به گواهى تاريخ و به اتفاق همه علماى شيعه و سنى، اولين كسى كه متعه و ازدواج موقت را منع كرد و به خلاف خدا و پيامبر اكرم (ص) در اين مورد دستور داد حتى براى مرتكب شونده حد قرار داد عمر بن الخطاب بود. «2»

اما علماى شيعه به تبعيت از پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت (ع) ازدواج موقت را جايز مى‏دانند. شهيد ثانى در اين مورد مى‏نويسد: آن‏قدر احاديث در مورد ازدواج موقت به ما رسيده كه نزديك است به حد تواتر برسد و البته اين كثرت احاديث در حالى است كه شيعه و امامان آن مراحل سخت سياسى دوران بنى اميه و بنى عباس را طى كردند و اين بسى جاى تعجب است كه با اين همه موانع اين قدر زياد احاديث در اين مورد به ما رسيده است.

ازدواج موقت در قرآن مجيد

«وَالُمحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ‏

______________________________
(1). الغدير، ج 6، ص 212

(2). الغدير، ج 3، ص 333.

 

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَهً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيَما تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً؛ «1» و زنان شوهردار (نيز بر شما حرام است؛) مگر آنچه (از كنيزان) كه مالك شده‏ايد. (اين احكامى است كه) خدا بر شما مقرّر داشته است. و غير از اين (زنانِ نامبرده)، براى شماحلال است، كه با اموالتان آنان را طلب كنيد؛ در حالى كه پاكدامنانِ غير زشتكار (/ غير زناكار) باشيد. و كسانى از زنان را كه (با مُتعه و ازدواج موقت) از او بهره مى‏بريد، پس‏مَهرشان را، در حالى كه واجب شده، به آنان بدهيد. و هيچ گناهى بر شما نيست در آنچه، بعد از وجوب (مَهر)، با يكديگر در موردش توافق كرديد؛ براستى كه خدا، داناى فرزانه است.»

در باره چگونگى استدلال به آيه شريفه بر ازدواج موقت توجه به نكات زير راهگشاست:

الف- شان نزول: اين آيه از آيات مدنى است كه در سال اول هجرت در شرايطى كه مسلمانان در مقابل پرداخت اجرت، ازدواج موقت مى‏كردند، نازل شد. ليكن؛ البته مسلمانان در پرداخت اجرت به زنان مسامحه مى‏كردند؛ از اين رو، آيه بر طبق عادت معمولى براى تاكيد در پرداخت اجرت نازل شد كه بيانگر تاييد ازدواج موقت مى‏باشد.

______________________________
(1). نساء، 24.

 

ب- كاربرد واژه «متعه»: كاربرد اين واژه در عرف مردم به معناى متداول «ازدواج موقت» بيانگر اين مطلب است كه اين آيه در مورد ازدواج موقت است.

ج- سياق آيه: اين آيه در ادامه آيات مربوط به بيان شأن و جايگاه ارتباط زناشويى در قالب حلال و حرام است و نوعى ديگر ازدواج را بيان مى‏كند كه بايد در باره آن توضيح داده شود در آيه مى‏خوانيم: «و كسانى از زنان را كه (با متعه و ازدواج موقت) از او بهره مى‏بريد، پس مهرشان را در حالى كه واجب شده به آن‏ها بدهيد.»

پرداخت اجرت نيز در بهره‏بردارى در ازدواج موقت قابل تصور است. آيه بعد هم در مورد ارتباط صحيح زناشويى است.

د- نظرگاه مفسران: علامه امينى هجده منبع را از منابع اصلى معرفى مى‏كند و اين آيه را در مورد ازدواج موقت مى‏داند؛ «1» از جمله مجمع البيان، الميزان، و ...

- گفته عمر: اين گفته كه متعه حج و متعه نسا در زمان پيامبر وجود داشت و من ممنوع كردم، دلالت بر وجود ازدواج موقت در زمان پيامبر (ص) دارد؛ همان طور كه از اين آيه به دست مى‏آيد.

ازدواج موقت در روايات شيعه‏

بيان شد كه تعداد قابل توجهى از روايات شيعه در تفسير آيه ازدواج موقت و پيرامون مسائل ديگر از جانب اهل بيت عصمت (ع) مطرح شده است. در يك تقسيم بندى مى‏توان روايات را به چهار دسته كلى تقسيم كرد:

______________________________
(1). الغدير، ج 3، ص 230- 231.

 

دسته اول: احاديث دلالت كننده بر جواز ازدواج موقت و علت آن.

محمد بن مسلم مى‏گويد: امام صادق (ع) فرمود: خداوند تبارك و تعالى نسبت به شما رأفت و مهربانى كرده و عوض از حرام كردن شراب، ازدواج موقت را حلال نموده است. «1»

امام رضا (ع) متعه و ازدواج موقت را از شرايط اسلام دانسته و مى‏فرمايد: محض اسلام، و اساس اسلام شهادت به وحدانيت خداوند است .... و از اساس اسلام اين است كه متعتين (ازدواج موقت و تمتع و لذت‏جويى در ايام حج بين عمره و اعمال حج) را حلال بدانى؛ آن دو متعه‏اى كه خداوند در كتابش آيه‏اى در موردش نازل فرموده، و پيامبر اكرم (ص) آن دو را سنت و مستحب قرار داده است. «2»

دسته دوم: احاديثى كه بر مستحب بودن ازدواج موقت دلالت دارند.

صالح بن عقبه از پدرش نقل مى‏كند كه گفت:

از امام صادق (ع) پرسيدم: آيا براى كسى كه ازدواج موقت بنمايد، ثوابى (از طرف خدا) در نظر گرفته شده است؟ امام صادق (ع) فرمودند: اگر با اين عمل (ازدواج موقت) قصد قربت كند و ... كلمه‏اى با آن زن صحبت نمى‏نمايد، مگر آن‏كه خداوند به عدد هر كلمه حسنه‏اى براى او قرار مى‏دهد و دستى به طرف زن دراز نمى نمايد مگر اين‏كه خداوند براى او حسنه‏اى قرار مى‏دهد و

______________________________
(1). وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 14، ص 438 ح 7، باب يك ابواب المتعه كتاب النكاح‏

(2). همان، ص 439، ح 15.

 

وقتى به او نزديك شود، خداوند گناهى از او مى‏آمرزد، و وقتى غسل مى‏كند، خداوند به عدد هر مويى از بدن او كه آب بر آن جريان پيدا مى‏كند، از او گناه مى‏بخشد.

عقبه مى‏گويد: (با تعجب) پرسيد: به عدد هرمو؟

حضرت فرمودند: (آرى) به عدد هر مو (خداوند گناهى از او مى‏بخشد). «1»

هشام ازامام صادق (ع) نقل مى‏كند كه حضرت فرمودند: همانا دوست دارم كه مؤمن از دنيا نرود مگر آن‏كه ازدواج موقت كرده باشد، هرچند يك مرتبه. «2»

دسته سوم: احاديثى كه بر كراهت ازدواج موقت در مواردى دلالت مى‏كند.

محمد بن فيض گويد:

از امام صادق (ع) در مورد متعه و ازدواج موقت سوال كردم، حضرت فرمود: آرى، اگر زن عارفه و آگاه باشد، اشكال ندارد (شما را از چند دسته زنان بر حذر مى‏دارم): از «كواشف» بر حذر باشيد، از «دواعى» بر حذر باشيد از «بغايا» بر حذر باشيد و از شوهرداران بر حذر باشيد.

______________________________
(1). من لا يحضره الفقيه، كتاب النكاح باب المتعه، ج 3، ص 463، ج 18؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 442، حديث 2

(2). همان، ج 14، ص 443، حديث 7.

 

عرض كردم: كواشف چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: زنانى كه كشف شده هستند (بى حجاب هستند) و خانه‏هايشان شخصى است و رفت و آمد (نامشروع) دارند.

عرض كردم: دواعى چه كسانى هستند؟ حضرت فرمودند: زنانى كه مردان را به خود مى‏خوانند و به فساد شناخته شده‏اند.

عرض كردم بغايا چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: زنانى هستند كه به زنا معروف مى‏باشند.

عرض كردم: شوهرداران چه كسانى هستند؟ حضرت فرمودند: زنانى كه به طور غير شرعى طلاق داده شده‏اند. «1»

دسته چهارم: احاديثى كه احكام متعه را بيان مى‏كنند.

شيخ حر عاملى از محدثان قرن دوازدهم و نويسنده كتاب گران سنگ وسايل الشيعه در بخش نهم از كتاب النكاح، 46 باب با عناوين گوناگون باز كرده است و تعداد 223 روايت نقل مى‏كند؛ از جمله:

1. باب مباح بودن ازدواج موقت (32 روايت)؛

2. باب مستحب بودن ازدواج موقت (15 روايت)؛

3. باب مستحب بودن ازدواج موقت، اگرچه عهد بسته باشد كه آن را ترك كند يا بر او نذر كرده باشد (3 روايت)؛

4. مكروه بودن متعه در صورت بى نيازى و منجر شدن به فساد زنان (6 روايت)؛

5. باب مستحب بودن ازدواج موقت با زنان امين و عفيف (3 روايت)؛

______________________________
(1). وسائل الشيعه، كتاب النكاح، ابواب المتعه، باب 8، حديث 3.

 

و ابواب ديگر كه در بيان احكام، شرايط و آداب ازدواج موقت است.

اين تعداد روايت بيانگر اهميت موضوع در پيشگاه ائمه معصومين (ع) راويان و محدثان اخبار معصومين (ع) است.

فتواى جديد برخى از علماى اهل سنت درباره ازدواج موقت‏ «1»

مشكل بالا رفتن سن ازدواج دختران، تنها به كشورهاى عربى خاور ميانه محدود نمى‏شود، بلكه به يك شبح تهديد آميز براى همه كشورهاى اسلامى تبديل شده‏است. وب سايت «محيط» طى گزارشى، خاطر نشان كرد كه 34 دختران در كشورهاى عربى از سن 35 سال گذشته‏اند و اين افراد را دختران نااميد مى‏نامند، زيرا ديگراميدى به ازدواج با فردى شايسته و دلخواه ندارند. تنها در مصر 8 ميليون نااميد وجود دارد، در مراكش وضعيت بدتراست. ممكن‏است همين رقم و شايد هم بيشتر از آن وجود داشته باشند، البته كشورهاى عربى خليج فارس نيز همين مشكل را به نوع ديگرى دارند. در اين ميان، وضع «يمن» از همه بدتر است. درصد ازدواج‏هاى زود هنگام، اشتغال دختران خردسال به عنوان خدمتكار و .... ناهنجارى‏هاى بسيارى را ايجاد كرده‏است. بالا رفتن آمار دختران نااميد به عوامل متعدد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى برمى‏گردد. در اين ميان، بالا رفتن سن ازدواج پسران نيز

______________________________
(1). ماهنامه معارف، صاحب امتياز: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى، معاونت امور اساتيد، خرداد و تير 1385، شماره 36.

 

بر اين پديده تأثير گذاشته‏است. از نظر فرهنگى، امروزه ازدواج پسران در سن بالا، امرى ناپسند به حساب نمى‏آيد، حال آنكه تا نيمه قرن گذشته، ميانگين سن ازدواج پسران 22 سال بود و مجرد بودن آنان، امرى ناپسند تلقى مى‏شد، در سال‏هاى اخير در كشورهاى عربى، كنفرانس‏هاى متعددى در خصوص راهكارهايى براى حل مشكل دير ازدواجى و پير دخترى برگزار شده‏است. يكى از راه‏هايى كه مورد بررسى قرار گرفت، ازدواج موقت است. در فقه شيعه، ازدواج موقت و زمان‏دار و به قصد طلاق براى زنان بدون شوهر با شرايط خاص، مجاز است، اما در فقه اهل سنت، ازدواج موقت و يا هر ازدواجى كه مدت دار باشد، حرام است.

به تازگى، تعدادى از علماى اهل سنت اعلام كرده‏اند كه خليفه دوم، سنت خدا و پيامبر را حرام كرده‏است، در حالى كه اين حرمت، جايگاه شرعى و قانونى نداشته‏است. از جمله در كتابى به نام «ازدواج متعه حلال است»، صالح وردانى، فقيه سنى سلفى مصرى، نوشته است كه دلايلى بر تحريم ازدواج موقت و نيز دلايلى بر تأييد آن وجود دارد، اما دلايلى كه در تأييد وجود دارند، محكم‏ترند، زيرا همه آنها به پيامبر اعظم (ص) منسوبند، اما دلايل ابطال به خليفه دوم و صحاح سته منسوب است. ولى در استدلال‏هاى خود، به فقه شيعه نزديك شده و بطور ضمنى، احاديث شيعه را در مورد ازدواج موقت، صحيح دانسته‏و ادله فقهايى كه در نسخ آن، سخن گفته‏اند را با نقد و بررسى فقهى رد كرده‏است.

اين نخستين بار است كه يك مفتى سنى، وارد مباحث و مفاهيم بنيادين در رفتارشناسى جنسى مانند: آموزش و تربيت جنسى، جنسيت يا تمايل جنسى، هويت جنسى، نقش جنسى، حدود و ثغور آموزش و تربيت جنسى، آموزش جنسى قبل از ازدواج مى‏شود و درباره آنها كند و كاو مى‏كند.

به هر حال، مسئله ازدواج موقت، يكى از موضوعات قابل بحث در حوزه وضعيت زنان در كشورهاى عربى است. بيوه زنانى كه در كشورهايى مانند مغرب، مصر، الجزاير و يمن زير فشارهاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى، كمر خم كرده‏اند، «ازدواج موقت» را به عنوان وسيله‏اى براى آرامش و تأمين حداقل معيشت مى‏يابند. آنان نه تنها اين را عملى از روى اكراه و اجبار، بلكه با رضايت مى‏پذيرند. امروزه، زنان از قشرهاى مختلف، پذيراى اين پيشنهاد هستند. زنان و دختران جوان گرفتار، براى گره‏گشايى از وضعيت نابسامان مالى خود، ازدواج زمان‏داررا مى‏پذيرند و پس از نااميدى، خوشبختى خود را يك بار ديگر آزمايش مى‏كنند.

مشكل اساسى، قبلا اين بود كه فرزندان ناشى از ازدواج‏هاى موقت، وضعيت حقوقى و شرعى مشخصى نداشتند و اين ازدواج‏هاى عرفى توسط شاهدانى از فاميل و يا وعاظ درجه پايين انجام مى‏شد، ولى اگر قانونى و شرعى بودن اين نوع زناشويى رسما پذيرفته شود، مشكل حضانت كودكان نيز قانونمند خواهدشد.

روند فزاينده اين گونه ازدواج‏ها در بين اقشار تحصيل كرده و شهرنشين، افراد جدا شده و كسانى كه مسافرت‏هاى كارى طولانى مدت و يا سفر فصلى‏ دارند به گونه‏اى است كه قبح و زشتى حرمت اين گونه‏ازدواج ها نزد عامه مردم از بين رفته‏است.

به طورى كه شايد ميزان ازدواج‏هاى عرفى سال هاى اخير در كشورهاى عربى سنى، از جمله در يمن به مراتب بيشتر از جوامع شيعى است.

بسيارى از دختران و يا بيوه‏زنان تحصيل كرده‏كه صاحب شغل هستند نيز براى حفظ موقعيت خود در محل كار و تثبيت وضعيت اقتصاديشان، گاه مجبور به پذيرفتن ازدواج موقت از سوى كارفرماى خود مى‏شوند.

اين امر چنان امروزه در كشورهاى عربى پيداست كه هيچ كس نمى‏تواند، منكر آن شود.

عقل و ازدواج موقت‏

شهوت يك نوع غريزه در وجود انسانى است اگر در راه خود مصرف نشود، ناگزير در غير راه خود مصرف خواهد شد و انسان را به انحراف‏هاى جنسى پنهانى و يا علنى خواهد كشيد. زنى كه طلاق گرفته يا شوهر او از دنيا رفته و زمانى با شوهر زندگى كرده، چگونه مى‏تواند بعد از چشيدن لذت از شوهر اكنون بدون آن زندگى كند؟ آيا اين زن نمى‏تواند به انحراف‏هاى جنسى ديگر مانند، خود ارضايى، زناى مخفيانه و يا ارضاع با همجنس كشيده شود؟ آيا اگر شرايط مساعدتر شود، اين زن تن به زناى آشكار نمى‏دهد؟

جوانى كه در بحران جوانى و شهوت قرار دارد و شهوت عقل او را مى‏ربايد و قدرتى نيز براى ازدواج دائم در خود سراغ ندارد، براى ارضاى غريزه جنسى به طور مشروع راهى به جز ازدواج موقت ندارد.

عقل سالم و انسان منصف براى پيشگيرى از گرفتارى‏هاى نامشروع جنسى براى ارضاى غريزه قوى شهوت، راه صحيح و شرعى ازدواج موقت را توصيه مى‏كند كه با شرايط، آداب و احكام خاص خود و حفظ حريم‏هاى شرعى انجام مى‏پذيرد.

ازدواج موقت در حقوق‏

قانون مدنى مصوب 1313 در كتاب هفتم از جلد دوم به پيروى از فقه اماميه بر ازدواج موقت صحه گذاشته است. ماده 1075 قانون ياد شده مى‏گويد: نكاح وقتى منقطع است كه براى مدت معينى باشد.

ماده 1076: مدت نكاح منقطع بايد كاملًا معين شود.

ماده 1095: در نكاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.

ماده 1096: در نكاح منقطع موت زن در اثناى مدت موجب سقوط مهر نمى شود و همچنين است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزديكى نكند.

ماده 1097: در نكاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزديكى تمام مدت نكاح را ببخشد، بايد نصف مهر را بدهد.

ماده 1098: در صورتى كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و نزديكى واقع نشده، زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر مى‏تواند آن را استرداد نمايد.

1113. در عقد منقطع، زن حق نفقه ندارد مگر اين‏كه شرط شده يا آن‏كه عقد مبنى بر آن جارى شده باشد. «1»

شرايط و احكام‏ «2» ازدواج موقت‏

شرايط:

اول: صيغه عقد ازدواج موقت (ايجاب و قبول)

در زناشويى، چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى‏خوانند، يا ديگرى را وكيل مى‏كنند كه از طرف آنان بخواند. (م 2363)

- وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود. (م 2364)

- زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آن‏ها صيغه را خوانده است، نمى‏توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اين‏كه وكيل صيغه را خوانده كفايت نمى‏كند، ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده‏ام كافى است.

(م 2365)

______________________________
(1). قانون مدنى، مصوب 18 ارديبهشت 1307 به كوشش سيد عباس حسينى نيك، انتشارات مجد، چاپ چهارم، 1382، تهران‏

(2). كليه احكام كه بعد از آن‏ها عدد چهار رقمى در داخل پرانتز قرار دارد، از رساله مراجع (دوازده نفر) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مى‏باشد.

 

الف- ايجاب (آنچه زن موقع خواندن صيغه ازدواج موقت مى‏گويد): اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم بخوانند، بعد از آن‏كه مدت و مهر را تعيين كردند، زن بگويد:

«متعتك نفسى فى المدّه المعلومه على المهر المعلوم؛

خودم را مورد بهره بردارى تو (مرد) قرار دادم در مدت معلوم بنابر پاداش معلوم.»

ب- قبول (آنچه مرد در پاسخ زن مى‏گويد): مرد بدون فاصله بگويد: «قَبِلْتُ» و اگر ديگرى را وكيل كنند، اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: «متعت موكلتى موكلك فى المده المعلومه على المهر المعلوم» پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قبلت لموكلى هكذا» (2369)

احكام:

1. در صورتى كه صيغه عقد ازدواج موقت صحيح خوانده نشود، عقد باطل است. اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند، عقد باطل است. (2371)

2. در صورتى كه زن و مرد نمى‏توانند صيغه را صحيح بخوانند، بايد به شخص ثالثى كه مى‏تواند صيغه را صحيح بخواند، وكالت دهند تا از جانب آن‏ها اجراى صيغه نمايد.

3. در صورتى كه زن به تنهايى قادر به تلفظ صحيح صيغه عقد ازدواج موقت از جانب خود نباشد، مى‏تواند به شوهر موقت خود وكالت دهد تا از طرف او اجراى صيغه نمايد.

4. در صورتى كه مهريه مشخص نباشد و اجراى صيغه عقد موقت شود، عقد باطل است.

5. كسى كه دستور زبان عربى را نمى داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد، مى‏تواند عقد را بخواند. (2372، ص 386 مراجع)

6. عقد ازدواج بايد به عربى صحيح خوانده شود و اگر خود زن و مرد نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند، صحيح است و لازم نيست وكيل بگيرند، اما بايد لفظى بگويند كه معنى را بفهماند.

دوم: تعيين مهر در ازدواج موقت‏

بايد طرفين بر مال توافق نمايند. مهر زن مى‏تواند پول يا منفعت و انجام كارى حلال و يا مباح باشد.

در صورت معلوم نبودن مهريه چه از نظر كيفيت يا كميت، عقد ازدواج باطل است.

سوم: تعيين وقت در صيغه عقد ازدواج موقت‏

تعيين وقت در موقع اجراى صيغه از شرايط عقد ازدواج موقت است و در صورت تعيين نكردن وقت، عقد باطل مى‏شود. «1»

______________________________
(1). همان، ص 411.

 

چهارم: خالى بودن زن از موانع ازدواج‏

1. زن نبايد موقع خواندن صيغه ازدواج موقت در عده شوهر قبلى باشد.

تبصره: عده به ايامى مى‏گويند كه پس از جدا شدن، زن بايد صبر كند و حق شوهر كردن ندارد تا زمانى كه دو باره خون حيض ببيند و همين كه حيض دوم را ديده، عده او تمام مى‏شود و مى‏تواند شوهر ديگر اختيار نمايد.

اگر زن به طور طبيعى خون حيض نمى‏بيند و يا به اين علت كه رحمش را در آورده باشند، اگر در سن كسانى مى‏باشد كه حيض مى‏بينند (از 9 سال تا 50 يا 60 سالگى) بايد 45 روز عده نگهدارد و سپس ازدواج نمايد.

زنانى كه عده ندارند

يك- زنى كه اگر سيده باشد، در شصت سالگى و اگر غير سيده باشد، در پنجاه سالگى ديگر خون حيض نمى‏بيند (يائسه).

د- زنى كه ازدواج كرده، ولى با او همبستر نشده باشد.

سه- زنى كه 9 سالش تمام نشده باشد.

زنانى كه عده ندارند مى‏توانند پس از تمام شدن وقت ازدواج موقت، بلافاصله با شخص ديگرى ازدواج كنند.

- اگر شوهر موقت بخواهد در ايام عده ازدواج دو مرتبه به همان زن رجوع كند، لازم نيست زن ايام عده را به پايان برساند.

- زنى كه در ايام عده (ممنوعيت از ازدواج) به سر مى‏برد، اگر مسئله حرمت ازدواج در اين ايام را نمى دانست و ازدواج مجدد نمايد، در صورتى كه به او دخول نشده باشد، زن به مرد حرام ابدى نخواهد شد، ليكن در صورتى‏

كه دخول انجام گرفته باشد، هر چند مسئله را نمى دانسته، زن بر مرد حرام ابدى خواهد شد.

- زن و مردى كه مى‏دانسته‏اند ازدواج در ايام عده حرام است، اگر ازدواج نمايند، زن بر مرد حرام ابدى خواهد شد.

- عده زنى كه از ازدواج موقت حامله شده باشد، به وضع حمل او، يا ديدن دو حيض (در كسانى كه حيض مى‏بينند) و يا 45 روز در كسانى كه حيض نمى بينند، به هر كدام كه زمانش بيشتر باشد، مى‏باشد.

- عده زنى كه شوهرش بميرد، چه ازدواج موقت و يا دائم، چهار ماه و ده روز قمرى مى‏باشد. چه يائسه باشد يا زير 9 سال و چه دخول شده باشد يا نشده باشد.

- اگر زن بگويد من در ايام عده نيستم، در صورتى كه متهم به دروغ‏گويى و يا فحشا نباشد، مى‏شود سخن او را قبول و با او ازدواج كرد.

2. زن نبايد محرم مرد باشد.

- ازدواج با زن هايى مثل مادر، خواهر، (دختر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر)، مادر زن (فعلى و قبلى)، مادر مادر زن و مادر پدر زن با مرد محرم هستند، حرام است. (2384 م)

اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگرچه با او نزديكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هرچه بالا رود، به آن مرد محرم مى‏شوند. (2385)

- اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى او، هرچه پايين روند، چه در وقت عقد باشند و يا بعداً به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى‏شوند. (2387 م)

- ازدواج با زن هايى كه از طريق شير خوردن به انسان محرم مى‏شوند (خواهر رضاعى) حرام مى‏باشد.

- ازدواج با خواهر زن حرام و باطل است، مگر آن‏كه زن خود را طلاق بدهد و يا اگر ازدواج با او موقت است، باقى وقت را به او ببخشد و بعد از خروج آن زن از عده، با خواهرش ازدواج نمايد. (394) (2397 م)

- احكام و مسائل متفرقه‏

1. كسى كه صيغه را مى‏خواند بايد بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد. (2370)

2. در ازدواج موقت هر كدام از طرفين مى‏توانند به نفع خود شروطى را قرار دهند و پس از آن‏كه به توافق برسند، صيغه عقد ازدواج را بخوانند.

3. در موقع خواندن صيغه، زن و مرد بايد قصد انشا كنند؛ به اين معنا كه با خواندن صيغه همين الان زن با اين مرد و يا مرد با اين زن محرم خواهند شد.

4. مردم و يا زن و يا هر دو مى‏توانند به صورت تلفنى شخص ديگرى را وكيل خود نمايند تا در غياب آن‏ها اجراى صيغه عقد نمايد.

5. در ازدواج موقت زن از مرد ارث نخواهد برد.

6. زن مسلمان نمى‏تواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زن‏هاى كافره غير كتابيه به طور دائم ازدواج كند وبه احتياط واجب ازدواج دائم با زن‏هاى كافره اهل كتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه كردن زن‏هاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد. (2397)

7. اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است، زنا كند، آن زن بر او حرام مى‏شود و اگر با زنى كه در عده متعه يا طلاق يا عده وفات است، زنا كند، بعداً مى‏تواند او را عقد نمايد (اگرچه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند) (2398)

8. اگر با زن بى شوهرى كه در عده نيست، زنا كند، بعداً مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد، بلكه احتياط مزبور حتى الامكان نبايد ترك شود و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند. (2399)

9. اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عده حرام است، آن زن بر او حرام مى‏شود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد. (2400)

10. اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عده بوده، چنانچه هيچ كدام نمى دانسته‏اند زن در عده است و نمى دانسته‏اند كه عقد كردن زن در عده حرام است، در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام مى‏شود. (2401)

11. اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند، بايد از او جدا شود و بعداً هم نمى تواند او را براى خود عقد كند. (2402)

12. شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكى با متعه خود را ترك كند. (2422)

13. زنى كه صيغه مى‏شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى‏تواند لذت‏هاى ديگر از او ببرد، ولى اگر بعداً به نزديكى راضى شود، شوهر مى‏تواند با او نزديكى نمايد. (2423)

14. زنى كه صيغه شده است اگر چه آبستن شود، حق خرجى ندارد. (2424)

زنى كه صيغه شده است حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى برد و شوهر هم از او ارث نمى برد (2425)

15. زنى كه صيغه شده مى‏تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود، ولى اگر به واسطه بيرون رفتن حق شوهر از بين مى‏رود، بيرون رفتن او حرام است. (2427)

پرسش:

از نظر قرآن و فقه چه تفاوتى بين زنا و عقد موقت وجود دارد؟

پاسخ:

اين پرسش را مى‏توان به دو بخش تقسيم كرد:

1. تفاوت بين زنا و ازدواج موقت از نظر قرآن چيست؟

2. زنا و عقد موقت از نظر فقه چه تفاوتى دارند؟

پيش از بيان تفاوت بين زنا و ازدواج موقت، مناسب است آن دو را تعريف كنيم.

تعريف:

در تعريف «زنا» گفته‏اند: «نزديكى با زن، بدون عقد شرعى را زنا گويند.» «1» و در تعريف ازدواج موقت مى‏توان گفت: «نزديكى با زن با عقد شرعى كه مدت و مهر آن معلوم باشد.»

______________________________
(1). المفردات، راغب اصفهانى، انتشارات كتابفروشى مرتضويه، چاپ 1362، ص 215.

 

گناه بزرگ:

قرآن كريم «زنا» را در رديف شرك به خدا و قتل نفس معرفى مى‏كند. «1» در اين باره ابن عباس حديثى نقل مى‏كند از پيامبر گرامى (ص): سوال كردم،

كدام گناه از همه گناهان بزرگ‏تر است؟ حضرت فرمود: اين‏كه براى خداوند شريكى قرار دهى، در حالى كه او تو را خلق كرده است؛ بعد گفتم: بعد از آن كدام گناه؟ فرمود: اين‏كه به قتل برسانى فرزند خود را به خاطر ترس از اين‏كه با تو هم غذا شود. بعد پرسيدم: بعد از آن كدام گناه؟ فرمود: اين‏كه با زن همسايه‏ات زنا كنى. «2»

قرآن كريم در مذمت و تقبيح عمل زنا مى‏فرمايد:

«وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِيلًا «3»؛

و نزديك زنا نشويد؛ [چرا] كه آن، زشتكارى است، و بد راهى است.»

______________________________
(1). آن‏جا كه در توصيف «عباد الرحمن» مى‏فرمايد: «وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثَاماً؛ و كسانى كه معبود ديگرى را با خدا (بعنوان پرستش) نمى‏خوانند؛ و شخصى را كه خدا (كشتن او را) حرام كرده است، جز بحق نمى‏كُشند؛ و زنا نمى‏كنند؛ و هر كس اين (كارها) را انجام دهد، [كيفرِ] گناه را خواهد ديد.» (فرقان، 68)

(2). مجمع البيان، طبرسى، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى، سال 1355، ص 179

(3). اسراء، 32.

 

خداوند در اين آيه، «زنا» را عملى بسيار زشت و ناپسند و راهى بسيار بد و خطرناك معرفى مى‏كند و مى‏فرمايد: هيچ‏كس حق ندارد به آن نزديك شود!

راهكار قرآنى براى سلامت جامعه‏

قرآن كريم براى حفظ جامعه، عقد موقت را به عنوان راهى بسيار مناسب و مطابق با حكمت براى انسان قرار داده است:

«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَهً ... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً؛ «1» و كسانى از زنان را كه (با مُتعه و ازدواج موقت) از او بهره مى‏بريد، پس مَهرشان را، در حالى كه واجب شده، به آنان بدهيد ... براستى كه خدا، داناى فرزانه است.»

از اين بخش از آيه استفاده مى‏شود كه اصل ازدواج موقت و صيغه، قبل از نزول اين آيه براى مسلمانان امرى مسلم بوده كه در اين آيه نسبت به پرداخت مهر توصيه مى‏كند. «2» در پايان آيه آمده است: و خداوند نسبت به مصالح بندگان آگاه و احكامش مطابق با حكمت است.

______________________________
(1). نساء، 24

(2). تفسير نمونه، ج 3، ص 372.

 

ازدواج موقت يك ضرورت اجتماعى‏

با توجه به اين‏كه غريزه شهوت يكى از غرايز نيرومند انسان است و نمى‏شود آن را از بين برد؛ زيرا خداوند آن را به خاطر حفظ بقاى انسان در نهاد او گذاشته است، بايد از طريق شرعى تعديل كرد. اكنون در بسيارى از محيطها و شرايط، افرادى به خاطرمشكلات مادى و يا به خاطر تحصيلات‏

طولانى قادر به ازدواج دائم نيستند و يا برخى افراد متأهل در مسافرت‏هاى طولانى كه با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى مواجه مى‏شوند، چكار بايد بكنند؟ آيا بايد اين غريزه خدادادى را سركوب كنند و راه راهبان را پيش بگيرند؟- اسلام به اين امر راضى نيست- و يا بايد آزاد و بى‏بند و بار باشند؟ در اين‏جا راه سومى نيز هست كه نه مشكلات ازدواج دائم را به دنبال دارد و نه به سركوب غريزه جنسى مى‏انجامد و نه آن بى‏بند و بارى را در پى دارد و آن ازدواج موقت (صيغه) است كه اسلام آن را پيش روى ما گذاشته است؛ بنابراين، در صورت ضرورت و اضطرار مى‏توان بدان عمل كرد. «1»

______________________________
(1). همان، ج 3، ص 341، (با تلخيص و تصرف).

 

تفاوت‏هاى زنا و عقد موقت:

1. عمل «زنا» به تعبير قرآن‏ (إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِيلًا) «1» عمل زشت و بد راهى است و ازدواج موقت از روى حكمت و علم خداوند به مصلحت بندگان است: «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً».

2. بر اثر اين عمل زشت اگر فرزندان نامشروعى ب‏ ه‏وجود آيند، بين آنان هيچ‏گونه ارتباطى وجود نخواهد داشت و خودشان را نسبت به يكديگر بيگانه قلمداد خواهند كرد؛ چرا كه از اصالت خانوادگى، عاطفه و محبت كه موجب ارتباط و اتصال است، برخوردار نمى‏باشند؛ اما در ازدواج موقت اگر صاحب‏

فرزند شوند چون شرعى و قانونى است، با فرزندانى كه از ازدواج دائم به دنيا مى‏آيند، هيچ تفاوتى ندارند.

3. عمل زنا غالباً همراه با اضطراب و ترس است، به ويژه براى كسانى كه اهل ايمان باشند، حال اگر فرزندى به وجود آيد طبعاً اضطراب و دلهره در فرزند تاثير مى‏گذارد كه اين خود مشكلات جسمى و روحى- روانى براى وى به بار مى‏آورد؛ اما نزديكى بر اساس عقد موقت چون شرعى و قانونى است و قرآن آن را مباح دانسته، مفاسد مذكور را به همراه نخواهد داشت.

4. فرزندان نامشروع خودشان را به كسى و جايى منتسب نمى‏دانند و خود را معلول شهوات و غرايز جنسى يك عده شهوت‏ران مى‏دانند؛ در نتيجه‏

______________________________
(1). اسراء، 32.

 

روشن است كه در جامعه بحران آفرينى مى‏كنند، به طورى كه امنيت و آسايش از جامعه سلب خواهد شد، ولى مقاربت مشروع آن عواقب سوء را به دنبال نخواهد داشت.

فرزند نامشروع سرنوشت خود را در آينده مبهم مى‏داند، ولى فرزند قانونى و شرعى اين‏گونه نيست؛ زيرا از اصالت خانوادگى بهره‏مند و نسب وى براى ديگران معلوم است. ممكن است گفته شود: با ايجاد كانون‏هاى تربيتى چه بسا بشود مشكلات مذكور را حل كرد؛ اما بايد دانست كه ممكن است در يك مقطع زمانى با محبت و عاطفه‏هاى مجازى از بروز مشكلات پيش‏گيرى كرد، ولى از آن‏جا كه آنان از نعمت محبت و عاطفه واقعى محروم‏اند مشكلات تربيتى و اخلاقى همچنان باقى مى‏ماند.

5. ارتباط زن و مرد در قالب ازدواج موقت خود به خود روابط زناشويى را مديريت مى‏كند و از ارتباط با افراد متعدد كاسته مى‏شود و همين كه اين روابط در چهارچوبى نظام‏مند شد، به طور طبيعى از بسيارى از بيمارى‏هاى مقاربتى و ... كاسته مى‏شود و بهداشت جسم و روانِ زن و مرد و جامعه را به ارمغان مى‏آورد.

با توجه به تفاوت‏هايى كه بين زنا و ازدواج موقت بيان شد، حكمت اين مطلب روشن مى‏شود كه چرا قرآن از عمل زنا نهى كرده و عقد موقت را مباح و جايز دانسته است.

ويژگى‏هاى ازدواج موقت از منظر فقه‏

در كتب فقهى براى ازدواج موقت ويژگى‏هايى ذكر شده كه از آن‏ها تفاوت ازدواج موقت با زنا روشن مى‏شود. اكنون به بعضى از آن‏ها اشاره مى‏كنيم:

1. ازدواج موقت كه به آن «متعه» نيز گفته مى‏شود، مانند ازدواج دائمى است كه احتياج به عقد مشتمل بر ايجاب و قبول دارد و تنها رضايت قلبى دو طرف و نگارش و اشاره و داد و ستد كافى نيست. «1»

2. زن بايد در طول مدت ازدواج موقت (صيغه) در اختيار مرد باشد و حق ندارد خودش را در معرض مرد ديگرى براى صيغه شدن قرار دهد؛ اما در زنا اين حكم رعايت نمى‏شود.

3. زن بايد بعد از اتمام مدت صيغه عدّه نگه دارد؛ يعنى اگر زن «رگل» مى‏شود، در صورت آميزش بايد به اندازه‏ى دو نوبت قاعدگى عدّه نگه دارد و اگر «رگل» نمى‏شود، بايد 45 روز عده‏نگه دارد «2» و در اين مدت با مرد ديگرى ازدواج نكند. در اين حكم فرق نمى‏كند از وسايل جلوگيرى كننده از باردار شدن استفاده كرده باشد يا نه، در حالى كه در زنا اين حكم رعايت نمى‏شود. «3»

______________________________
(1). تحرير الوسيله، امام خمينى، ج 2، ص 289- 291

(2). همان‏

(3). تفسير نمونه، ج 3، ص 381.

 

4. اگر مردى از زنش صاحب فرزندى شد، بايد مثل فرزند ازدواج دائم مورد حمايت مرد قرار گيرد و نفقه او را پرداخت نمايد؛ اما در زنا چون فرزند شرعى و قانونى نيست، از حمايت مرد محروم است.

5. در صورتى كه مرد بعد از ازدواج موقت بميرد، فرزندش از او ارث مى‏برد، بر خلاف فرزند نامشروع.

ى‏ ادآورى‏

اين‏كه شهوت‏رانى لجام گسيخته را بتوان به شكل قانونى و در چهارچوب خاصى مديريت كرد، دغدغه‏اى بوده كه فكر انديشمندان را همواره به خود مشغول داشته است؛ چنان‏كه برتراند راسل- دانشمند معروف انگليسى- ازدواج موقت را به نام «زنا شويى دوستانه» راه حل مشكل جنسى جوانان در

عصر حاضر مى‏داند و آن را به دولت‏ها پيشنهاد مى‏كند «1» و يكى از علماى اهل سنت، پس از نقل اين پيشنهاد، افتخار مى‏كند كه اين قانون جزو قوانين يكى از مذاهب اسلامى يعنى شيعه است. «2»

______________________________
(1). ايشان مى‏گويد: جوانان بايد قادر باشند ازدواجى داشته باشند كه با ازدواج دائم معمولى سه تفاوت داشته باشد: نخست اين‏كه طرفين قصد بچه‏دار شدن نداشته باشند؛ ديگر اين‏كه جدايى آن‏ها به آسانى صورت گيرد و سوم اين‏كه بعد از طلاق زن هيچ گونه حق نفقه نداشته باشد. (ج 3، ص 283)

(2). رساله نوين، ج 3، ص 68.

 

بديهى است طرح فوق از جهات زيادى به «ازدواج موقت» در اسلام نزديك است، ولى طرح اسلام از جهات زيادى روشن‏تر و كامل‏تر و جامع‏تر مى‏باشد.