نیازحوزه های علمیه به تاسیس بیش از1000رشته علمی تخصصی
305 بازدید
تاریخ ارائه : 1/15/2015 10:25:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مقدمه

مقام معظم رهبری :

-(حوزه باید راه را بر نوآوری علمی و فنی فرزندان خود باز کنند و تازه های بازار رایج علم دین را به چشم تقدیر بنگرند و صاحبان آنرا تشویق کنند و در عین حال، تصرف ناشیانه و خودسرانه در بنیادهای سنتی را مجاز نشمرد و به اعمال نظرهای جاهلانه و مغرضانه،میدان رشد و جولان ندهد. 24/08/71)

-(از پیشنهادهائی که بنده در طول این سالها درباره‌ی حوزه‌ی علمیه کردم، چه در مجامع عام که با طلاب و فضلا و مدرسین جلسه داشتیم و صدها، گاهی هزارها نفر در او شرکت داشتند؛ چه در جلسات کوچک و خصوصیتر که با بعضی از مسئولین حوزه یا بزرگان حوزه یا مراجع یا فضلا داشتیم و پیشنهادهائی دائم مطرح شده و گفته شده، خیلیهایش تا حالا تحقق پیدا نکرده، یا به صورت نیمه‌کاره و نیمه‌راهه تحقق پیدا کرده است، لیکن از حرکت پرجوش و خودجوش دینی و علمی که ناشی از انقلاب اسلامی است و از برکات انقلاب اسلامی است و فضیلت و ثواب آن برمیگردد به روح مطهر امام بزرگوارمان، ما مشاهده میکنیم میبینیم که این همه دستاورد را داشته‌ایم.08/09/1386)

تحول ازمسائل مهم وبحث روز حوزه های علمیه است ولکن هرمسئول وطلبه وروحانی و صاحب نظروفکری پیشنهاداتی دراین زمینه دارد وفکرهرکسی به مسیری معطوف می شود. نگرانیها و انتقادات نیزدراین زمینه میدان خود رادارد. واقعا مسئولیت این امرخطیربرعهده چه کسانی وچه مسئولینی است ؟.

براساس ساختارموجود نگاهها بسوی شورای عالی حوزه های علمیه ومرکزمدیریت حوزه های علمیه کشوراست . والبته جایگاه خواص نیزبرکسی پوشیده نیست.

دراین مسئله هرکسی و مرکزی براساس مطالعات فکروتجربه ودغد غه ای که دارد پیشنهادات خود را ارائه می دهد که می توان آنها رابه دوبخش تقسیم کرد:

بخش اول پیشنهادات:

مثل اهمیت گزینش وجذب طلاب ؛ توجه به اخلاق ومعنویت ؛ نظارت اساتید بررفتارطلاب ؛ تغییرکتب درسی ؛ ارائه خدمات مشاوره به طلاب ؛ توجه و اهتمام به برگزاري دوره هاي مديريت اسلامی براي مديران، بهره برداري از تكنولوژهاي روز در راستاي ارتقا سطح علمي اساتيد حوزوي، ضرورت برنامه ريزي منسجم تر در راستای تاثيرگذاري مطلوب تر جامعه حوزوي ؛ تاكيد بر حركت روبه جلو و فعالانه، برنامه ريزي موثرتر و بهتر براي طلاب پس از اتمام پايه ده و بهره مندي از قابليت ها و توانمندي هاي آنان در سطح كشور، برنامه ريزي بهتر براي حضور روحانيون در شهرستان ها و روستاهای مناطق محروم ؛ کارگاه توجیهی طلاب تازه وارد وامثال اینها والبته  وصد البته تمامی  این موارد قبلاتوسط فضلا واساتید درجلسات ویا مقالات ویا کتابها دهها بارتکرارگردیده است. ( مجله حوزه ؛ پیام حوزه ؛ خشت اول ؛ پگاه حوزه ؛ پژوهش وحوزه ؛ افق حوزه ؛ و....). که هرکدام درجای خود مطلوب ومهم است وغفلت ازآن موجب نارسائیهائی درامرتحصیل وتهذیب  وتبلیغ خواهد شد .

 مشکلات فوق را می توان درچند بخش تقسیم کرد:1-آموزشی 2-پژوهشی 3-اداری 4-مالی 5-مدیریتی.6-تبلیغات7-فرهنگی.

ولی بنظرمی رسد اگرمشکلات کنونی حوزه ازموارد فوق باشد به راحتی باتدبیروتشکیل اطاق فکروتجهیزامکانات تا حدی قابل برطرف شدن هست ؛ لکن موضوعات مهمی است که غفلت وبی توجهی ازآن خسارتش شاید غیرقابل جبران باشد که دربخش دوم به آنها اشاره می شود .

بخش دوم پیشنهادات:

 به تعدادی ازآن بصورت فهرست واراشاره می کنیم:

1-تعداد رشته های دانشگاهی درایران الان بالغ بر6300 عنوان ( حدود  50000 هزاراستاد و 5000000 ملیون دانشجو )ودرجهان بیش از15000 رشته است ؛ درصورتیکه درحوزه های علمیه الان حدود چهل رشته علمی وتخصصی وجود دارد و حال آنکه نیازامروزما بالغ بر1000 رشته علمی علوم اسلامی ؛ و علوم انسانی اسلامی ؛ وهنراسلامی ؛ وعلم دینی و.... است که نیازبه توجه وسرمایه گذاری عظیم مادی ومعنوی دارد.

2-با مراکزعلمی داخل وخارج ارتباط محدود علمی برقراراست وهنوزمکانیسم های دقیق  ومحتوای صادراتی برای ارتباط مفید وموثربا مراکز علمی جهان ایجاد نشده است.

3- بسیاری ازقوانین موجود درجامعه اسلامی با اسلام فاصله دارد که برای بحث وبررسی آن نیازبه طراحی وایجاد رشته های جدید تخصصی درحوزه علمیه هستیم( ثبت واسناد ؛ بیمه ؛ شهرداری ؛دریا ؛ بانک ؛ کوه ؛ جنگل ؛ بهداشت ؛ معلولیتها ؛ امورمالی ؛ مالیات ؛ رسانه ؛ هنر؛ صنعت؛ شهروندی؛ حمل ونقل ؛ امورجهانی ؛ نظامی ؛ و....). والبته فهرست مسائل بین المللی بسیاربیشتراست.

4-آینده پژوهی وتوجه وفهم آینده ومعاصر ؛ هنرمهمی است که حوزه های علمیه باید توجه بیشتری به آن داشته باشند.

5-یکی ازمسئولین دانشگاه درسال گذشته عنوان کردنند که ما بسمت وحدت حوزه ودانشگاه گامهای جدی وعینی برداشته ایم وداریم بسمت قطب علم دینی شدن ومرجعیت دینی شدن قدم برمی داریم که جای تامل زیادی دارد. وچه بسا درسالهای آینده با یک پراگنده گی بسیارعمیق وجدی  درحوزه فقاهت واجتهاد واسلام ودین شناسی سروکارداشته باشیم که شاید آسیبهای آن ازهم اکنون نموداراست (آیا رساله های تقلید ازجاهای دیگرصادرمی شود ویا درحال صادرشدن است).

5-اسلام شناسی درابعاد مختلفش هنوزبصورت فردی مطرح میشود وبخش وسیع مباحث  اجتماعی وجامعه مورد بی مهری  وبی توجهی واقع شده است . باید یکدوره فقه جواهری بانگاه اجتماعی تالیف وتدوین گردد که صدالبته بسیاروسیعترازفقه موجود خواهد شد. مثلا  علامه جوادی آملی (جامعه درقرآن )یک جلد تالیف کرده اند ویا آیت الله مصباح یزدی (جامعه وتاریخ ازنگاه قرآن) ؛ و شهید مطهری (جامعه وتاریخ )را نوشتند. ولی شناخت جامعه وجامعه شناسی اسلامی خودش نیازبه چندین تخصص دارد که باید برای آینده مورد عنایت بیشتری قرارگیرد.

6- مدارس حوزوی هرکدام باید بسمت قطب علمی شدن دریک یاچندرشته حرکت کنند ومدارعلمی درآن علم شوند.

7-انحرافات زیاد اخلاقی و علمی درحوزه علمیه درقبل وحال موجود است که فتنه های بزرگی راشکل داده است که حضرت امام قدس سره درسخنرانیهایشان بخصوص درمنشورروحانیت بدان اشاره کرده اند واخیرا مقام عظمای ولایت ازتشیع انگلیسی بحث فرمودنند. اینها الان متاسفانه صاحب مرجع تقلید و مدرسه واستاد وماهواره وکتاب وامکانات هستند.  شما نگاه کنید به مجلات سمات و نورالصادق که چگونه بجای نقد ونقادی علوم عقلانی ؛ عرفانی اسلامی ثمرات علمی ومعرفتی بیش ازهزارسال را به توهین وتحقیر گرفته اند .ودرجبهه جهان اسلام هم که مشکل وهابیت تکفیری است ودرخارج ازجهان اسلام  مشکل و سلطه صهیونیستم وجود دارد. که همه آثارمخربی برحوزه وروحانیت دارد.

8-انسانشناسی معاصرطلاب با گذشته تفاوت ماهوی پیدا کرده است ؛ هرچند که مفاهیم ثابت الهی وارزشی داریم ولکن امروزطلاب ما داری شخصیت مرکب وپیچیده ودارای الگوهای فکری ورفتاری مختلف بخلاف زمان گذشته که کلا انسانها داری شخصیت ساده وبسیطی بودنند وامر تحصیل وتهذیب آسانتراتفاق می افتد. عدم درک انسانهای معاصر مدیریت درحوزه علمیه رابا مشکلات عدیده ای روبرو می کند.

9-بی توجهی جدی به تمام منظومه اسلام شناسی ؛ سبب شده است که بیشترسرمایه برروی بخشی ازفقه متمرکزشود؛ هرچند مااذعان به اهمیت فقه وفقها بعنوان یک اصل مهم برای همیشه درحوزه های علمیه داریم ؛ لکن باید روی تمام علوم اسلامی بصورت اولویت بندی برنامه ریزی شود. مثل عدم توجه لازم به فقه الاخلاق و فقه العقائد و.... واین سبب گردیده است با اینکه عده ای فقط فقه خواننده اند  خود را همه فن حریف بدانند و دربسیاری ازمسائل اسلام ونظام جمهوری اسلامی نظریه   می دهند  . وقتی بعضی ازاین نظریات را می بینیم به ضعف ونارسائی آن به خوبی پی می بریم ؛ وحال آنکه درعده کثیری ازمسائل باید اسلام شناسان متخصص دیگراظهارنظرکننند.

10- فشارهای امنیتی برروی حوزه وروحانیت ازطرف بعضی نهادها وارگانها سبب شده است که اندیشمندان وصاحب نظران حوزه فکرواندیشه کمتراظهاررای کنند وکرسی های نظریه پردازی و اندیشه های نوین دینی وگفتمانهای دینی وآزاد اندیشی و.... که تماما هم وغم  وازدغدغه های مهم مقام عظمای ولایت است بصورت جدی شکل نگیرد. واین مسئله هرچند که عمومی نیست وبدلیل پاره ای ازشرایط اجتماعی وسیاسی است ولی مطلب مهمی است که باید بصورت جدی مورد آسیب شناسی قرارگیرد. و کانون حقوقی درمراکز مدیریت حوزه های علمیه داشته باشیم که ازحقوق مسلم روحانیت حمایت کنیم وقبل ازهرگونه ایجاد مشکلی برای حوزویان حتما با نهاد حوزه هماهنگی لازم برقرارگردد.

11-کم اهمیت قرارگرفتن صاحبان فکرواندیشه ومحقق ونویسنده و ایده درحوزه علمیه ازامهات مسائل حوزه است. مگردرهر هزارنفری چند نفرآدم این شکلی پیدا می شود؟ که برای همین تعداد اندک هم سرمایه گذاری وپشتیبانی لازم را نمی کنیم. یادم هست چند سال قبل به معاونت پژوهش حوزه علمیه قم گفتم بجای بسیاری ازکارهای کم فایده تعداد مولفین ومحققین حوزه که شناخته شده هم کم وبیش هستند را  حمایت مالی ومعنوی جدی بکنید. بعضی ازاین افراد محقق را ؛ اگر تعدادی دستیارعلمی وپژوهشی حوزه استخدام ودراختیاراین افراد بگذارد چه کارهای مهم علمی که انجام می دهند.

12-همه حرف شاید به این مسئله برمی گردد که ما چه تعریفی ازحوزه های علمیه داریم وچه رسالتی برای آن قائل هستیم ؟  تعریف وتحدید ما ازحوزه  علمیه  , برنامه ریزی ما راشکل خواهد داد. آیا به تحول درهمه زمینه ها وگسترده فکرمی کنیم ویا یک امرمحدود وزود گذر. آیا باید هرکس مدیر شد چرخ دنده ها را ازنوع دوباره بسازد یا می توان ساختاری ایجاد کرد که بسوی کمال حرکت کند ؟ آیا واقعا ما ملت هوشمندی هستیم ویا امروز جوامع با هوش ترازما وجود دارد و یا باهوش ترعمل می کنند ؟ آیا می توانیم با هم در حوزه های علمیه کار های بزرگی انجام دهیم مثل انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس ؟ آیا صرفا انتساب ما به دین کامل واکمل وبهترین فرهنگ آسمانی کافی ویا اینکه باید نماینگر آن هم باشیم ؟ زمان آینده چراغی است که توانائیها و خوبیها ویا ضعف ما رانشان خواهد داد ؛ امید است که شرمنده نشویم.

باآرروزی فرج حضرت امام زمان (عج) وسلامتی مقام عظمای ولایت.